یَا کَاشِفَ الْبَلایَا
هم اکنون از یک مکان بسیار طوفانی براتون گزارش میدم -_- رگبار جیغ و داد و ملاقه! و نفرین داره از در و دیوار میریزه :)) یعنی غوغاست ها غوغا :| خدا خودش آخر عاقبت ما رو به خیر کنه -_- ان شاء اللّه که تلفات جانی ندیم :)) ولی اگه منو ندیدین حلالم کنین و بیاین بهشت زهرا قطعه چهارده ردیف 114 قبر 41 قبر عمو و بابابزرگمه یکی هم بالاش خالیه که شاید جای من باشه :))
بعداً نوشت: دعوا پشت تلفن بود حالا هر دو سمت دعوا خونه ان خدا صبح رو بخیر کنه... البته من به شدت تو جبهه ی اون کسیم که خونه نبود؛ وقتی با یه عالمه عصبانیت اومد خونه :دی بهم گفت به اون بگو باهام حرف نزنه و گرنه از پنجره میندازتش بیرون :)) تجسمشم باحاله :)) فقط ممکنه نیفته گیر کنه لا پنجره خپل :)) بعدشم که یکی از طرفین دعوا گفت تو چه کار به ما داری هر وقت هر کار خواستی بکن هر جا خواستی برو اصن خودم میرسونمت سونمت :)) یهو یاد آهنگای ضایع قدیمی افتادم ببخشید :))
التماس دعای فرج 
در پناه حق باشید 
یا مهدی